ماندگاری فرهنگ کهن....

 اعتقاد  گذشته مردم بادرود به آيين مهر يا ميتراييسم

به قلم حسین نقدی بادی «به نقل از کتاب یادمان کویر بادرود»

 مهر در اوستا ، از گروه بزرگترين ايزدان است .

مهر در كتيبه هاي هخامنشي به صورت «ميثر» ، در سانسكريت به صورت « ميترا» و در پهلوي به شكل «ميتر» و در فارسي امروزي به صورت «مهر» اّمده است  در گاتهاي اوستا ، كلمه ميترا به معني عهد وپيمان آمده است از اين رو فرشته فروغ و روشنايي است تا هيچ چيز بر او پوشيده نماند . ماه هفتم سال و روز شانزدهم هر ماه و يشت دهم اوستا و جشن مهرگان مخصوص اوست .

در مورد انتخاب آيين مهر گفته شده است كه انسانهاي اوليه نمي توانستند و يا نمي خواستند مرگ را به عنوان يك پديده طبيعي بشناسند لذا ترس از مرگ يعني اين پديده طبيعي، و ترس از ناشناخته ها و نادانسته ها در بيشتر موارد، سرچشمه و پايه آيين گذشتگان شده است بدين سان، كوههاي سركش، آتشفشان، درياهاي پرموج و … در خور ستايش شده اند و در باور باستان علاوه بر انسان ، براي چيزها و جهان روح تصور مي كردند . مثلا ماه زماني مورد پرستش و زماني خورشيد راكه سبب باروري زمين و پرورش گياهان و موجب گرم كردن و نيرو بخشيدن به انسان مي شود ستايش شده است . و حتي بعدها افسانه هاي مربوط به خورشيد با وضع شيرين و مناسبي با فرآورده هاي كشاورزي و دامداري در آميخت .

خورشيد زمان درازي نه تنها در فراخناي آسمان فرمانروايي مي كرد بلكه دلهاي مردم را نيز رام كرد و موجب رواج كيش خورشيد پرستي گرديد .و تاثير اين شيفتگي انسان به خورشيد به زمان مرگ نيز رسيده است خمره هاي مردگان را به سمت خورشيد دفن ميكردند و حتي ترتيب ساعات دفن مردگان به سمت خورشيد ، زمان دفن مردگان را مي توان محاسبه نمود و براي گردونه مهر نگاره هایی  كه نشانه آريايي هاست همانند پروانه هاي آسياب آبي و بادي چهار عنصر يا آخشيجان « آب ، باد ، خاك و آتش » اين گردونه را به حركت در مي آورد.

 در آيين زردشت نيز « هرمزد» در عالم معنوي به نور همانند است و اهريمن به تاريكي و ميان نور و تاريكي، دو مهر قرار دارد و مهر نزد ايرانيان و هنديان، مقدس و در خور ستايش و بزرگداشت بوده است و نگاره دين زردشت يعني «شاهين  يا فروهر » به نوعي همان گردونه مهر است كه تغيير شكل جزيي داده است. براي اطلاع بيشتر به كتاب اصل و نصب و دينهاي ايرانيان  ويا كتاب آيين مهر يا ميترائيسم نوشته هاشم رضي مراجعه نماييد.

بنابرين با نشانه هايي كه ذكر مي شود و با عنايت به كاربرد ويژگي زباني و فرهنگي اوستايي و رواج آيين دين بهي در محل و توجه مردم محل به دو عنصر « آب و روشنايي » به عنوان دو عنصر مقدس آيين ميترائيسم مي توان نتيجه گرفت كه مردم منطقه بادرود در گذشته هاي دور به آيين مهر اعتقاداتي داشته اند و غبار زمان نتوانسته اين اعتقاد را به فراموشي بسپارد.

ـ احترام به آب و روشنايي به عنوان دو پديده مقدس  از گردونه مهر(مثلا با روشن شدن هر مشعلي با صلوات بر محمد و آل محمد «ص» بدرقه مي كنند و يا اعتقاد دارند نبايد برروي آب، نجاسات افكند زيرا مقدس است .)

ـ  افروختن چراغ و شمع در گذر گاهها و اماكن متبركّه و گورستانها .

ـ گذاشتن چراغ بر روي قبور مردگان در شب اول مرگ .

ـ ايجاد سقاخانه ها در مدخل مساجد و امامزاده ها .

ـ گذاشتن سنگاب در اماكن متبركه و مسير رفت و آمد مردم .

ـ قسم مردم به نور و روشنايي كه بسيار رايج است ، قسم به اين سوي چراغ ( نور چراغ ) كه از قسم هاي بسيار مغلظ است در منطقه هنوز هم رايج است .

ـ قسم به اجاق گرم كه هنوز هم رايج است .

ـ قسم به نور ماه و خورشيد به عنوان دو پديده اثر گذار .

ـ ريختن آب به پشت پاي مسافر با اين اعتقاد كه مسافر زودتر بر مي گردد .

ـ بكار بردن لفظ كشتن براي نور و چراغ . يعني نور را موجود زنده تصورمي كردند.

ـ گذاشتن آب و نور ( در قديم چراغ گرد سوز ) بر سر سفره هفت سين نوروزي و در سر سفره عقد ، كه اين امر را نشانه روشنايي زندگي آينده مي دانستند .  

كشفياتي كه اخيرا در منطقه( سياه بوم) (سايت اريسمان 1 و 2 )توسط كارشناسان ايراني و آلماني صورت گرفته ، گورهايي يافت شده است كه مرده ها را در خمره هاي سفالين گذارده وبه سمت خورشيد دفن كرده اند كه اين رسم دفن كردن ، مربوط به دوره اشكانيان بوده است و در زمان اشكاني ، آيين مهر پرستي در سراسر ايران رايج بوده است ، در آن زمان ، اموات را درون خمره هايي با طول 5/1متر رو به مشرق و طلوع آفتاب ( نخستين نشانه مهر پرست بودن اموات )  دفن مي­كرده اند.