حلاوت زبان فارسی درگرو رنگین کمان گویش هاست
حلاوت زبان فارسی درگرو رنگین کمان گویش هاست
به قلم: حسين نقدي بادي
به عقیده زبانشناسان، اعتبار و ارزش یک زبان به میزان تنوع گویشهای محلی آن بستگی دارد. به دیگر سخن، وجود تنوع و کثرت گویشهای محلی، سرمایه و اندوختهای ارزشمند از دایره لغات و واژگانی است که در وحدت یک زبان ملی نقش بسیار حیاتی ایفا میکند. هر چقدر رنگینکمان گویشها افزونتر باشد، لطافت، زیبایی، قدرت ادبی، و گستره معنایی آن بیشتر است.
زبان و ادب پارسی به مدد بهرهمندی از گنجینه متنوع و متکثر گویشها و خردهفرهنگها از حلاوت، ملاحت و صلابت بالندهای برخوردار است. مستشرقین بزرگی مانند شاردن، ادوارد براون، هانری کربن، نیکلسون، لویی لانگلسن، ژاگ دووالینبرگ، ژول مول و... همگی بر این باورند که زبان و ادب فارسی از یک روح متعالی برخوردار است. این روح، نه تنها در زبان بلکه در معماری، موسیقی و سایر هنرها نیز به خوبی تنیده شده است.
مرحوم بهار در این رابطه اعتقاد دارد:« باید دانست که سلسله واژه هایی که به "زبان فارسی" معروف شده است، در حقیقت زبان فارسی نیست، بلکه یک شاخه از تنه ی زبان آریایی است که در نتیجه ی تبادلات و تغییرات سیاسی و اجتماعی که در کشور ایران روی داده است به تدریج ساخته شده و به شکل فعلی درآمده است. قدیمیترین آثار ادبی که از زبان مردم ایران دردست است، ظاهرن گاتاهای زردشت است که با قدیمیترین آثار سانسکریت که در کتابها اربعه ی ویدایهند دیده می شود نزدیکی بسیار دارد و در واقع ماننددولهجهنزدیک از یک زبان به شمار می آید»
امروز اهمیت زبان پارسی به حدی است که در گزارش یونسکو پیرامون زبانهای در معرض خطر، زبانهای زیرمجموعه ایران در بخش آسیای غربی و مرکزی با عنوان "زبانهای شرقی ایرانی" و "زبانهای غربی ایرانی" مورد بررسی قرار داده است.
در چاپ سوم کتاب اطلس زبانهای در معرض خطر که در سال 2010 توسط یونسکو به چاپ رسید، 2500 زبان در معرض خطر قرار دارند.این در حالی است که در چاپ اول این کتاب در سال 1996، تنها 600 زبان و در چاپ دوم در سال 2001، 900 زبان در معرض خطر نابودی قرار داشت. افرایش نگرانکننده زبانهای در معرض خطر، زنگ خطر جدی برای متولیان و دستاندرکاران این حوزه میباشد.
از آنجا که مقوله زبانهای در معرض خطر در دستور کار یونسکو قرار دارد و برخی ازکشورها در تدارک تصویب کنوانسیون در این زمینه هستند، ضروری است مراجع ذیربط در کشورمثل آموزش و پرورش ، آموزش عالی ، میراث فرهنگی و...، موضوع را در دستور کار قرار دهند و ملاحظات کشورمان را در این زمینه بررسی و اعلام نمایند تا بهموقع در یونسکو مطرح گردد.
در این جا باید به نکته ای مهم فقط اشاره ای بکنیم و بگذریم و آن این که به بازمانده ی گویشهای ایرانی نباید تنها از دیدگاه زبان شناسی نگریسته شود و کار پژوهش درباره ی آن ها نباید تنها به عهدهی متخصصان آن فن و دانش سپرده شود. هر گویشی یک پدیده ی چند سویهی فرهنگی است که می توان از مواد آن در فرهنگ نویسی، واژه گزینی، واج شناسی تاریخی و غیره استفاده کرد; اما همواره باید به یاد داشت که هر گویشی در عین حال بخشی زنده و گویا از فرهنگ و ادبیات ملی است. قصه ها بدان گویش بازگو شده و میشود، پند و اندرزهایی دارد، ترانه هایی بدان سروده شده، اصطلاحات خویشاوندی کهن را حفظ کرده، لغات فنی مربوط به زراعت و پیشه های محلی در آن گویش به جای مانده است که در مجموع اوضاع اجتماعی و اقتصادی و اعتقادی گویشوران آن گویش را در گذشته و حال بازتاب می دهد و از این رو لازم است در پژوهش های گویش شناختی علاوه بر زبان شناسان، خبرگان علوم دیگر نیز مانند مردم شناسان، جامعه شناسان و فرهنگ عامه پژوهان نیز شرکت جویند.
این وبلاگ در جهت آگاه سازی کاربران گرامی ازتاریخ ، فرهنگ وگویش تمدن غنی مردم بادرود می باشد. امید است مورد استفاده اهل پژوهش و فرهنگ دوستان قرار گیرد.استفاده از مطالب با ذکر نام نویسنده بلامانع است.