نگاهي گذرا به تعدادي از كاربرد اصطلاحات نجومي در بادرود نشريه فاخته 142
نگاهي گذرا به تعدادي از كاربرد اصطلاحات نجومي در بادرود
«به نقل از کتاب یادمان کویر بادرود»
قدماي كشور ما ، به تاثير افلاك و ستارگان در سرنوشت آدمي اعتقاداتي داشته اند در اشعار شعراي چون نظامي ، حافظ و … اين تفكر به عينه مشهود است و اين موضوع ريشه در تاريخ گذشته اين مرز و بوم دارد . لذا در اين منطقه نيز به خورشيد ، ماه ، ستاره و …به عبارت واضح تر به گردونه هاي مهر، اعتقاداتي است كه پس از قرنها هنوز كاملا مشهود است كه به تعدادي از اين اعتقادات اشاراتي مي شود .
ـ گويند فلاني آفتابش بر لب بام است:كه زرد شدن آفتاب و بر لب بام رسيدن خورشيد و افول آن كنايه از پايان عمر مي دانستند .
ـ اعتقاد به پنجه : پنج روز مانده به عيد نوروز (خمسه مسترقه) كه اختلاف بين ماه قديم و جديد است .
ـ سپيده بالا : كه همان صبح صادق و سپيده دم است . به تعبير ديگر همان وقت خروس خوان است .
ـ سر ماه و يا سر برج : اوايل ماه (معادل تا دهم از هر ماه) مثلا حواله ها را سر ماه وعده مي دادند .
ـ مافتاو : كه همان شب مهتابي است .
ـ قمر در عقرب ، كه نحوست قمر در عقرب و ديگر نحوستهاست .
ـ ناف هفته : معادل وسط هفته ( تقريبا سه شنبه )
ـ نحوست چهارشنبه و شب چهارشنبه : گفته اند در اين روز خداوند توفان باد را بر قوم عاد فرو فرستاد و فرعون در آن روز متولد شد و در آن روز فرعون ادعاي خدايي كرد و درآن روز خداوند او را هلاك كرد لذا روز نحسي است
ـ ادبار : نامناسب، نگون بخت مقابل اقبال،كه در عبارات عاميانه ،به معني نادرست و زشت هم آمده است
ـ چهار فصل : همان فصول بهار ، تابستان ، پاييز و زمستان است .
ـ رويت هلال ماه : چون ماه را در سرنوشت خود دخالت مي ديدند در باورهاي نجوم احكام آمده است كه به هنگام هلال ماه در ابتداي هر ماه بايد به چيزي نگريست تا آن ماه ، مبارك و خوش باشد، مثلا به فرزنو يا فاميل نيك فرجام مي نگريستند.
ـ دور گردون : دور آسمان ، دور فلك را در سرنوشت خود دخيل مي دانستند .
ـ اِسّره ( ستاره ): ستاره را در خوش اقبالي و بد اقبالي امري دخالت مي دادند مثلا مرسوم است كه هرگاه دو نفر به عقد هم در مي آيند گويند: انشا الله ستاره ها يشان به هم بخورد و آدم بدبخت را ستاره سوخته مي گفتند . اول ماه مهر را سر اسرّه مي گفتند كه مطابق پاييز است .
ـ راه مكه : همان كهكشان و راه شيري اطلاق مي شد.
ـ طاق سوز و سور : ( طاق سبز و سرخ ) معادل رنگين كمان و قوس قزح است .
ـ روز هاي سعد و نحس :كه كارهاي شادي خود را با روزهاي سعد، منطبق مي ساختند.
ـ زمان انداختن : ساعت ديدن ، اختيار وقت وساعت . پيشّيم ( وقت ظهر ) دير ( وقت عصر)
ـ تابستان و زمستان بزرگ :كه دو فصل بهار و تابستان را تابستان بزرگ و دو فصل پاييز و زمستان را ، زمستان بزرگ مي گفتند وچون منطقه كويري است عملا دو فصل بيشتر ندارد.
ـ حدس زدن ساعت بر اساس سايه : چون در قديم براي تشخيص زمان ساعت وجود نداشت بر اساس حركت سايه و نور خورشيد زمان سنجي مي كردند . حتي بعضي ها ساعت را معّرب سايه كي دانند، مثلا مي گفتند:سايه چقدر است يعني ساعت چند است .
ـ سال كشاورزي : مدتي كه يك بار گردش گرما و سرما و كشت و زرع تمام مي شود سال كشاورزي مي گفتند .وكاشت محصولات يك سالانه در اين فصل تعريف مي شوند .
ـ سال گردش : سالگرد محصول و يا زمين زراعي بوده است و زمينهايي كه زمان سال گردش دارند زمينهاي آيش گويند.
ـ سال ماهي : يعني سالي كه بر حسب ماه قمري يا ماه قديم ايراني يا سرياني بسته مي شود .
ـ كتاب بين : فالگير ، استخاره كن ، كسيكه كتاب دعا را باز مي كند و از گذشته و آينده افرادخبر مي دهد، اخيرا اين اعتقاد بسيار كم شده است .
ـ فرجه : فرصت ، در اصطلاح نجوم فاصله نزديك ميان منازل ماه است، در سالخوردگان محل اكنون زياد كاربرد دارد و هنگام بحث و نظر و گذر اين واژه به كار گرفته مي شود .
ـ شغال خوان : معادل اول شب ، و مقابل خروس خوان كه سپيده صبح است .
ـ روز شماري سال : در قديم مردم تقويم خاصي داشتند : شروع اولين روز سال (نوروز) را مبدا نگاهداري و شمارش حساب سال قرار مي دادند . و اين عنوانها را بكار مي گرفتند: نوروز، سيزيه (سيزده بدر)، چهلم، هفتاد، اول چله تابستان، 17 مرداد (باد خنك وزيده)،اول اسره (مهر)، اول قوس، ماه توم كاري (ماه تخم پاشي، تقريبا اوايل پاييز)، اول چله زمستان (دي ماه)، چله كوچك و چله بزرگ، اسفندونه و پنجه .
كه هرمورد از روزط شماري سال ،براي خود تعريف خاصي در زندگي پيدا مي كرد مثلا اگر ماههاي اول و دوم سال ، هوا يكباره سرد مي شد مي گفتند كه : بعد از هفتاد برف افتاد ( كه در سابق اتفاق افتاده است) و در چلّه بزرگ ، جنب و جوش كار و فعاليت كشاورزي شكل خاص به خود مي گرفت و تمام حركات زندگي تحت الشعاع اين تقويم واقع مي شد همانطوري كه در ايام سر اسّره ( آغاز پاييز) مبحث ازدواج و عروسي و ... مطرح بود .
این وبلاگ در جهت آگاه سازی کاربران گرامی ازتاریخ ، فرهنگ وگویش تمدن غنی مردم بادرود می باشد. امید است مورد استفاده اهل پژوهش و فرهنگ دوستان قرار گیرد.استفاده از مطالب با ذکر نام نویسنده بلامانع است.